74انذار را به تمامى قريش تعميم مىدهند در صورتى كه آيه تصريح دارد كه مخصوص اقوام نزديكتر است كه آنان يا فرزندان عبدالمطلب هستند و يا فرزندان هاشم.
به سبب همين تناقض و اشكال است كه آلوسى نيز در روح المعانى 122/19 گفته اگر اين روايات صحيح باشد راه جمع ميان آنها اين است كه قائل به تعدد انذار شويم!
خلط و تحريف ديگر آنكه جمله سرنوشتساز و مهم « هذا أَخِي وَ وَصِيِّي وَ خَلِيفَتِي فِيكُمْ » را حذف كردهاند و برخى همانند طبرى در جامع البيان 141/19 و ابنكثير در سيره 459/1 به جاى آن «كذا و كذا» گذاشتهاند!
واكنش قريش
در آغاز سال چهارم بعثت كه رسول خدا(ص) دعوت خود را آشكار كرد و كمكم به بدگويى از بتها و سرزنش قريش پرداخت، به روايت ابن اسحاق 283/1 سران قريش در نخستين واكنش خود دستهجمعى به خانه ابوطالب(ع) آمدند و از او خواستند تا از رسول خدا بخواهد دست از تبليغ دين خود بردارد و به او گفتند: برادرزادهات به خدايان ما ناسزا مىگويد و آيين ما را نكوهش مىكند و خردهاى ما را سبك شمرده و پدرانمان را گمراه مىخواند، يا از او بخواه ما را رها كند و يا دست از حمايت او بردار و همانند ما با او به مخالفت برخيز تا ما خودمان او را از اين راه بازداريم. ابوطالب با آنان به نرمى سخن گفت و به نيكويى آنان را بازگرداند.