72
دعوت عمومى
مدت كمى از دعوت خويشاوندان نزديك گذشت و اخبار آن در مكه پخش شد و برخى از مشركان به استهزا و آزار پيامبر و مسلمانان پرداختند. به روايت قمى 379/1 آنگاه رسول خدا با نزول آيه نود و سه حجر: > فَاصْدَعْ بِمٰا تُؤْمَرُ وَ أَعْرِضْ عَنِ الْمُشْرِكِينَ < مأموريت خود را در سطحى گسترده آشكار ساخت و از مردم خواست بتپرستى را رها كرده و به يگانگى خداوند ايمان بياورند. اين مرحله از دعوت بسيار سخت و سنگين و خيلى مشكلتر از مرحله قبل بود، زيرا خداپرست كردن مردمى كه قرنها با بتپرستى خو گرفته بودند بس دشوار و تا حدى غير ممكن مىنمود!
به روايت انساب الاشراف 121/ روزى پيامبر بالاى كوه صفا رفت و با شهامت تمام فرياد زد: «يا صباحاه!» عربها اين كلمه را هنگام وقوع حادثه مهم به زبان مىآوردند. مردم اطراف حضرت جمع شدند و پرسيدند چه شده است؟ رسول خدا(ص) فرمود: «اگر من به شما خبر دهم كه دشمن از دامنه اين كوه مىخواهد به شما حمله كند آيا مرا تصديق مىكنيد؟». گفتند: آرى، ما هرگز از تو دروغ نشنيدهايم. حضرت فرمود: «من شما را از عذابى شديد كه در پيش روى داريد بيم مىدهم!». در اين هنگام ابولهب گفت: واى بر تو، ما را براى همين در اينجا جمع كردى! آنگاه مردم متفرق شدند.
همانگونه كه گذشت اظهار دعوت دو مرحله داشته است؛ يكى دعوت خويشاوندان نزديك و مرحله خصوصى، دوم كه با فاصله كمى رخ داده است دعوت همگانى و مرحله عمومى. اما چون حديث انذار