71غذا قبل از آنكه حضرت مطلبى بفرمايد ابولهب نظم جلسه را به هم زد. رسول خدا مجدّدا فرداى آن روز ميهمانى را تكرار كرد. پس از صرف غذا برخاست و رسالت خود را چنين اعلان كرد: «اى پسران عبدالمطلب! به خدا سوگند جوانى را در بين عرب نمىشناسم كه براى خويشانش چيزى برتر از آنچه من آوردهام آورده باشد. من خير دنيا و آخرت را براى شما آوردهام. خداوند مرا فرمان داده شما را بهسوى او فرا خوانم. اكنون كداميك از شما مرا بر اين امر يارى مىكند تا اينكه برادر من و وصى و جانشينم در بين شما باشد؟».
در اين لحظه سكوت مجلس را فرا گرفت هيچ كس جز على(ع) پاسخ پيامبر را نداد. او برخاست و گفت: «اى پيامبر خدا من شما را بر اين امر يارى مىكنم». رسول خدا سه بار سخن خود را تكرار كرد و جز اميرالمؤمنين كسى پاسخ نداد. آنگاه پيامبر خطاب به حاضران فرمود:
«إِنَّ هذا أَخِي و وَصِيِّي وَ خَلِيفَتِي فِيكُمْ، فَاسْمَعُوا لَهُ وأَطِيعُوهُ».
همانا اين برادر من و وصى و جانشينم در بين شماست، پس سخن او را بشنويد و از او اطاعت كنيد.
در اين هنگام حاضران خنديدند و به تمسخر به ابوطالب گفتند: همانا محمد به تو دستور داد سخن پسرت را بشنوى و از او اطاعت كنى!
اين حديث كه به حديث دار و حديث انذار مشهور است دلالت دارد كه از همان روز نخست امامت همراه رسالت و متمّم و تداومبخش آن بوده است.