129نگهبانى مىدادند.
شب سيزدهم فرا رسيد. پيامبر اكرم(ص) قبل از ديگران همراه عموى خود عباس در عقبه حاضر شد. پاسى از شب گذشته بود مسلمانان در حالى كه مشركان قريش در خواب بودند مخفيانه به ميعادگاه خود رفتند. به روايت ابن اسحاق 84/2 آنگاه عباس خطاب به يثربيان گفت: اى گروه خزرج، اگر چنان مىبينيد كه به آنچه به محمد وعده دادهايد وفادار مىمانيد و در مقابل مخالفانش از او محافظت مىكنيد، پيمان ببنديد ولى اگر چنان مىبينيد كه وقتى نزد شما آمد وى را تسليم دشمن خواهيد كرد و او را يارى نمىكنيد از هم اينك او را رها كنيد.
يثربيان به عباس گفتند آنچه را تو گفتى شنيديم، اى رسول خدا تو خود سخن بگو و هر پيمانى مىخواهى براى خود و خدايت بگير. پيامبر گفتار خويش را با تلاوت قرآن آغاز كرد و آنان را به سوى خدا دعوت و به اسلام تشويق نمود و سپس فرمود: «با شما بيعت مىكنم بر اينكه از من دفاع كنيد همانگونه كه از زنان و فرزندانتان دفاع مىكنيد».
انصار به اتفاق پاسخ مثبت و قول هرگونه مساعدت دادند. به نقل ابن اسحاق 97/2 عُبادة بن صامت گويد: همچنين پيمان بستيم كه خلافت را به هر كس كه از خاندانش بسپارد ما مخالفت نكنيم.
به روايت ابن اسحاق 85/2 ابوالهَيثم بن تَيهان گفت: اى رسول خدا ميان ما و يهوديان رشتههايى است كه آنها را قطع مىكنيم. پس مبادا كه ما اين كار را كنيم و آنگاه كه خدا تو را پيروز كرد ما را رها كنى و بهسوى قوم خود بازگردى! رسول خدا لبخندى زد و فرمود: «خون من