110كرده است. در عهدنامه قريش هم هيچگونه اشارهاى به مسأله محاصره جغرافيايى نشده است. حلبى 337/1 مىگويد: در گزارشى آمده كه رفتن بنىهاشم به شعب مستقيماً بهوسيله قريش نبوده است، وقتى قريش تصميم گرفتند پيامبر را به قتل برسانند ابوطالب ناچار شد براى حفظ جان رسول خدا به شعب پناه ببرد. شيخ مفيد در الفصول المختاره 58/ گويد: اين تصميم از جانب خود پيامبر براى حفظ جان حضرتش اتخاذ شد. آنگاه با ابوطالب مشورت كرد او نيز پذيرفت.
اما اينكه چرا ابوطالب چنين تصميمى گرفت؟ به نظر مىرسد چون قريش در كشتن پيامبر مصمم بودند هدف نخست از رفتن به شعب حفظ وى و صيانت و دفاع از شخص ايشان و تشكيل جبهه واحد در يك نقطه امن در مقابل دشمن كينهتوز بوده است. اما هدف ديگر، چون طبق تصميم قريش روابط اجتماعى و تجارى با بنىهاشم ممنوع شد، گويا ابوطالب براى حفظ وحدت و تقويت روحيه بنىهاشم صلاح ديد آنان را از قريش جدا سازد و در يك جا جمع كند تا برخورد تحقيركننده و اهانتآميزى از قريش با آنان صورت نگيرد.
سيد رضى در نهج البلاغه 368/ گويد: اميرالمؤمنين(ع) در نامهاى به معاويه علت رفتن به شعب را چنين بيان فرموده است:
فَأَرادَ قَوْمُنا قَتْلَ نَبِينا وَ اجْتِياحَ أَصْلِنا وَ هَمُّوا بِنَا الْهُمُومَ و فَعَلُوا بَنَا الأَفَاعِيلَ وَ مَنَعُونَا الْعَذْبَ وَ أَحْلَسُونَا الْخَوْفَ وَ اضْطَرُّونَا إِلى جَبَلٍ وَعْرٍ وَ أَوْقَدُوا لَنَا نارَ الْحَرْبِ.
اقوام ما خواستند پيامبرمان را بكشند و ريشه ما را بكنند و اندوهها براى ما پيش آوردند. كارها درباره ما كردند و آسايش را