34براى نمونه، يك آفريقايى را مىبينيم كه كشور و دانشگاههاى ما را پايگاهى مىسازد براى آنكه آفريقايىها را تكفير كند و آنان را گمراه بشمارد. همينطور يك مراكشى، موريتانيايى، سودانى، افغانى و... . يك اشعرى يا ماتريدى ممكن است به كشور ما پناه بياورد و پس از مدتى ديده شود كه عموم اشاعره و ماتريديه را تكفير كند. اين در حالى است كه بزرگان علم و معرفت، نظير «نووى» و «ابن حجر» در گذشته و حال، در ميان اشاعره و ماتريديه وجود داشتهاند. چه بسا يك حنفى (هندى يا افغان) يا مالكى (اهل مراكش يا موريتانى) يا شافعى (اهل مصر يا يمن) كه كشور و دانشگاههاى ما با آغوش باز پذيراى او شده است، با نگارش پاياننامهاى دانشگاهى، بر ما و همه امت خروج كند و علما و پيشوايان امت، اعم از حنفى، مالكى، شافعى يا حنبلى را كه خود، يكى از آنهاست به كفر و فسق و بدعت متهم كند.
وانگهى بعيد نيست كه اين نويسندۀ جيرهخوار ميهمان، يكى از عناصر مهم مذاهب و گروههاى ياد شده باشد كه همه اين كارها را براى دستيابى به جايگاه والا و موفقيتهاى مهم و مدارج بالاى علمى انجام دهد. چنين كسانى از فضاى اسلامى و عقيده سلفىگرى ما سوء استفاده مىكنند و نيز از رفتار تشويقآميز دولت ما نسبت به علما و استقبال آن از طلاب علم و حقجويان و نيز پناهندگانى كه به ستم و دشمنى از شهر و ديارشان رانده شدهاند، استفاده سوء مىكنند؛