20آمده است:
هر كس به ناروا ديگرى را كافر يا دشمن خدا بخواند، [آن نسبت] به خودش بازمىگردد.
و در عبارت صحيح بخارى آمده است: «... [در آن صورت] يكى از آن دو كافر مىشوند».
چنانكه مىبينيم، در اين احاديث و مانند آن زيادهروى در تكفير به شدت منع و نهى شده است. خداى متعال نيز فرموده است:
( وَ لٰكِنْ مَنْ شَرَحَ بِالْكُفْرِ صَدْراً ) (نحل: 106)
آنها كه درِ دل را به روى كفر گشودهاند [غضب خدا بر آنهاست، نه كسانى كه مجبور به اظهار كفر شدهاند].
پس در اينجا گشودنِ درِ دل به روى كفر و دلگرم شدن و پذيرفتن آن، ملاك است و صرف خطور عقايد شركآميز در خاطر انسان، بهخصوص اگر شخص نداند كه با طريقت اسلام مغاير است، هيچ اعتبارى ندارد. همينطور اعمال كفرآميزى كه با هدف خروج از دايره مسلمانى صورت نمىگيرد، اعتبار ندارد و نيز الفاظى كه مسلمان بر زبان مىآورد و دلالت بر كفر دارد، ولى گويندۀ آن، به مضمون سخن اعتقاد ندارد، معتبر نيست.
ديدگاه محمد بن عبدالوهاب درباره تكفير
«شيخمحمد بن عبدالوهاب» مواضع مهمى در اين زمينه دارد كه