209دارد كه به آنها اشاره مىشود:
1 - ديدار پيامبر صلى الله عليه و آله
نفوس قدسى هرگاه از بدنهاى شريف خويش جدا شوند و به عالم جبروت ارتحال نمايند، تسلط و احاطۀ آنها بر اين جهان به غايت مىرسد، امور اين عالم بر آنها مكشوف بوده، تصرف و تأثير و نفوذ در اين عالم بر آنها ممكن است، آنها زندهاند و از دست خداى خويش روزى مىخورند؛ روزى آنها با خداست: «بَلْ أَحْيٰاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ». 1هر كس در مقابل قبر آنها بايستد و نزد جسم شريف آنها وقوف كند و در برابر مشاهد نورانى آنان حضور يابد، از فضل آنها بهرهمند مىشود، اين وجودهاى نورانى نسبت به زائر خويش آگاهى كامل دارند، سؤالها، درخواستها و تقاضاهاى آنها را نيك مىدانند. آنان نسيم رحمت خويش را شامل حال زائر مىكنند و رشحات انوار خود را بر آنها افاضه مىفرمايند و نزد خدا براى بخشش گناهان و قضاى حاجات شفاعت و وساطت مىكنند.
آنچه گذشت دربارۀ زيارت اوليا و انبياى الهى بود؛ اما زيارت نبى اكرم صلى الله عليه و آله جايگاهى ويژه دارد. هرگاه زائر به نزديك مدينه رسيد و چشمانش به ديوارهاى شهر مدينه افتاد، بايد متوجه باشد كه مدينه شهرى است كه خداوند براى نبيّش انتخاب فرمود و هجرت او را به سوى اين شهر قرار داد. مدينه شهرى است كه در آن فرايض و سنن الهى بنيان نهاده شد، تربت پيامبر صلى الله عليه و آله در اين شهر است، زائر هرجا قدم گذارد، جاى پاى رسول خداست. لذا بايد معرفت خويش را به اين وجود شريف تكميل كند و عمل خويش را با هتك حرمت از بين نبرد.