122قبر، طواف مىكنند و در كنار آن، به ذكر تسبيح خداى متعال مشغولند و براى زائرانش، از خداى متعال مغفرت و آمرزش مىخواهند و نام كسانى از امّتت را كه به قصد تقرّب به پروردگار متعال و تقرّب به سوى تو، آن حضرت را زيارت مىكنند، ثبت مىنمايند.
ديرى نخواهد پاييد كه گروهى از آنان كه سزاوار خشم و نفرين خداوند گرديدهاند، تلاش خواهند كرد، قبر امام حسين(ع) را با خاك يكسان سازند و اثرى از آن، باقى نگذارند؛ امّا خداى متعال اين فرصت را، هرگز به آنان نخواهد داد.
سپس پيامبر خدا(ص) فرمود: اين بود آن چيزى كه مرا به گريه درآورد و اندوهگين كرد. عمهام زينب(س) گفت: وقتى ابن ملجم - نفرين خدا بر او باد - پدرم على(ع) را مضروب و مصدوم ساخت و نشانههاى مرگ را در او ديدم؛ به آن حضرت عرض كردم: پدرجان! امّ ايمن چنين و چنان گفته؛ دوست دارم سخنان او را، از زبان خودتان بشنوم. پدرم فرمود: دختر عزيزم! سخن، همان است كه امّ ايمن برايت گفته است و گويا من، تو و زنان خاندان تو را اسيران اين شهر و ديار مىبينم؛ خوار و خفيف؛ از چشمها افتاده و ترسان و بيمناك از اين مردم كه مبادا هر لحظه هجوم آورند و شما را زير دست و پاى خود بگيرند؛ ولى صبر و بردبارى، پيشه كنيد. سوگند به خدايى كه دانه شكافت و جنبنده را آفريد، در آن روز و بر روى كره زمين، براى خداى متعال جز شما و دوستان و شيعيان شما، دوستى وجود نخواهد داشت.
پيامبر خدا(ص) هنگام نقل اين حديث هرآينه افزود:
ابليس ملعون در آن روز، از شادى و شعف دستافشانى مىكند و در سراسر زمين و در ميان فرزندان و پيروان خود، پايكوبى مىنمايد و به آنها مىگويد: اى فرزندان! و اى گروه اغواگر! ما البته در مورد فرزندان آدم، به مقصود خود نايل