111باورهاى حقيقى و واقعى است و صد البته، از شائبههاى نفسانى و منيّتهاى بشرى، به دور است. از اين قبيل روايات، روايتى است كه به چندين طريق به صورت مرفوع، از امام هادى(ع)، در حالى كه بيمار بوده به دست ما رسيده است.
ابوهاشم جعفرى گفته است:
امام هادى(ع) درحال بيمارى، من و محمّد بن حمزه را به حضور طلبيد. محمّد بن حمزه، پيش از من شرفياب شد و به من خبرداد كه آن حضرت، پيوسته مىفرمود: زائر به سوى حائر، روانه كنيد. به محمد بن حمزه گفتم: آيا عرض نكردى كه ابوهاشم، روانۀ حائر است؟ سپس خدمت امام هادى(ع)، رسيدم و عرض كردم: فدايت شوم! خودم رهسپار حائرم؛ حضرت فرمود: در سخن من، تأمل كنيد؛ سپس افزود: به يقين سرّى از اسرار زيد بن على 1، در محمّد نيست و من خوش ندارم، سخن مرا بشنود. ابوهاشم گفت: فرمايش امام، راجع به حائر را با على بن بلال 2، در ميان گذاشتم و او گفت: با حائر، چه كار دارد! در حالى كه او، خود حائر است؟ پس به سامرّا بازگشتم و خدمت امام هادى(ع)، رسيدم و چون خواستم برخيزم، به من فرمود: بنشين. وقتى با حضرت تنها شديم، سخن على بن بلال را يادآورى كردم، آن حضرت به من فرمود: آگاه باش كه من به على بن بلال گفتم: پيامبر خدا(ص)، دور كعبه طواف مىكرد و حجر الاسود را مىبوسيد؛ در حالى كه احترام پيامبر اكرم(ص) و احترام هر انسان مؤمنى، از احترام كعبه به مراتب، بالاتر است و خداى متعال به آن حضرت دستور داد، در صحراى عرفات وقوف نمايد. همانا مكانهايى وجود دارد كه خداى متعال دوست دارد در آنها پرستيده شود. من نيز دوست دارم در آن مكانها، برايم دعا كنند و حائر، از اين قبيل مكانهاست. 3