225الان سوّمين روزى است كه پا به اين سرزمين مقدّس و نورانى گذاشتهايم، شهرى كه اصلاً احساس غربت در آن نمىكنى! گويا در شهر و ديار خود به سر مىبرى! و عطر و شميمِ دلانگيز قدوم مبارك حضرت محمّد مصطفى(ص) را حس مىكنى! از سراسر دنيا آمدهاند، زرد و سفيد و سياه و سرخ! پير و جوان و خرد و كلان! همه ميهمان خدايند و عزيز، و ما بايد به تمامى آنان با ديدۀ تكريم و مهربانى نظر كنيم، نه اينكه خداى نخواسته خود را از آنان بهتر و بالاتر بدانيم كه در اين صورت، سقوط ما حتمى است، تكبّر و خودپسندى همان! و از لطف و رحمت خداى متعال، رانده شدن همان! مگر شيطان لعين، كارى جز اين كرد! او خود را بهتر از آدم ديد و همين امر، موجب سقوط او و نابودى عبادات چندين هزار سالۀ او شد.
گرماى شديد و تابش مستقيم نور آفتاب رو به كاهش است و غروب دلانگيز مسجدالحرام كمكم فرا مىرسد. بعد از انجام طواف مستحبّى، منتظر مىمانيم تا وقت نماز مغرب فرا رسد.
پشت مقام ابراهيم و نزديك آب زمزم، مكان خوبى براى نشستن است آنجا معمولاً هم خلوت است و هم پشت سر امام جماعت است.
انواع طوافها را نام ببريد: