166است و نخستين كسى است كه بتها را خواهد شكست و آنها را سرنگون خواهد كرد. او بعد از پيامبر گرامى و برگزيدۀ من، جانشين او و پيشوا خواهد بود. پس خوشا بهحال آنكه وى را دوست بدارد و ياريش كند و واى بر آنكه دشمنش بدارد و او را واگذارد!
روزهاى تلخ با شيرينى اميدى كه در دلها تابيده بود سپرى شد تا اينكه يك روز از سمت كوه صفا صدايى به گوش رسيد. صداى مردى آشنا كه فرياد مىزد:
(خدا را به يگانگى بپذيريد تا رستگار شويد! )
از اين به بعد، سرفصل نوينى آغاز شد و تحولات و حوادث بىشمارى پيرامون كعبه به وقوع پيوست.
از نماز پيامبر و خديجه و على گرفته تا مناجات جانسوز امامان معصوم، از مظلوميت و درد و رنج حضرت محمّد(ص) گرفته تا غربت و تنهايى امام حسين(ع)، روزى كه از ترس شكستهشدن حرمت حرم، بهجاى حركت به طرف عرفات بهسوى كربلا عازم شد، از فتح مكّه و بتشكنى على(ع) و پيراسته شدن مسجد و خانه از پيكرههاى زشت سنگى و چوبى كه سالها وجودشان بر كعبه تحميل شده بود تا سنگ باران و تخريب آن با دستان پليد يزيد و حجّاج...