35خدا بسته و آيۀ قرآن را انكار نموده كافر است، برخلاف ناسزاگويى به پيشينيان». 1
ابن عابدين، پس از بيان كافر نبودن اهل قبله مىنويسد:
«ان الرافضى ان كان ممن يعتقد الالوهية فى علىّ، او انّ جبرئيل غلط فى الوحى، او كان ينكر صحبة الصدّيق، او يقذف السيّدة الصدّيقة فهو كافر لمخالفته القواطع المعلومة من الدين بالضرورة، بخلاف ما اذا كان يفضل عليّاً او يسبّ الصحابه فانّه مبتدع لا كافر»
از سخن ابن عابدين استفاده مىشود كه انكار ضرورى دين، موجب كفر مىشود مانند: اعتقاد به الوهيت حضرت على عليه السلام ، اشتباه كردن جبرئيل در وحى و... ؛ اما تفضيل على بر خلفاى ثلاثة و دشنام صحابه كفر نيست.
اگر مقصود ابن عابدين از «رافضى» شيعه است، روشن است كه هرگز شيعه به ويژگىهايى مانند الوهيت براى غير خدا، اشتباه جبرئيل، انكار مصاحبت و يا جريان افك، عقيده ندارد. بدين جهت، جاى تعجب است كه چرا ابن عابدين در مقام فتوا، به كتابهاى شيعه مراجعه نكرده تا گرفتار داورى غير صحيح نشود.
وى با تقليد از علماى ديگر، چنين مطالبى را اخذ كرده