34نمىكنند، مانند ابن منذر كه از ديگران به مذاهب مجتهدان آشناتر مىباشد و آنچه محمد بن حسن از حديث خضرمى نقل مىكند، دلالت بر عدم تكفير خوارج مىكند. 1
بنابراين با وجود آن كه خوارج به تكفير صحابه مىپرداختند، از ديدگاه مجتهدان اهلسنت تكفير نمىشوند.
شروانى، پس از آن كه دشنام به صحابه را از گناهان كبيره بر شمرده است، از كتاب «الروضه» نقل مىكند:
«شهادت تمامى اهل بدعت پذيرفته است حتى كسانى كه به صحابه دشنام دادهاند زيرا دشنام دهنده از روى عناد و دشمنى ناسزا نمىگويد بلكه بر اساس اعتقاد و باورى است كه پيدا كرده است.» 2سخنانِ ابن مقرى به اين حقيقت اشاره دارد كه اگر كسى به خاطر دليل و يا شبههاى به پيشينيان ناسزا بگويد، نمىتوان به فسق او حكم نمود.
بنابراين، مبناى فتواى به كفر عبارت است از انكار ضروريات و يا انكار چيزى كه به انكار ضرورى دين برگردد. البته پارهاى از علما، انكار با دليل و شبهه را موجب كفر نمىدانند، از اينرو علماى اهلسنت گفتهاند:
«كسى كه به عايشه نسبت ناروا بدهد، چون دروغ به