98مىگرفتند، از طرفى ديگر سرسپردگان سفّاك، از كشته پشته مىساختند و خود را هر چه بيشتر در چاه مذلّت و لعنت مىانداختند.
چهار روز پى در پى سربازان صدام، شهر دجيل را ميدان تاخت و تاز جنايت ساخته بودند، سقفها را بر سر بچهها و پيرمردان و زنان آوار مىكردند و هر كس را كه مىديدند به رگبار مسلسلها مىبستند، چنان كه نوشتهاند در دجيل ساختمان سالمى نماند، يزيديان تكريتى به شهر نيز قناعت نكردند و در تعقيب مردم مسلمان و مظلوم شهر، باغات و كشتزارها را كشتارگاه كردند،مزارع و بوستانها را تا امتداد صدها هكتار به آتش كشيدند.
حديث حماسۀ دجيل و روايت تلخ عراق به اينجا خاتمه نيافت سرسپردگان سفّاك ماهها، بلكه سالها پس از اين جريان جانگداز نيز به جنايات خويش ادامه دادند و هرگز دست از سر مردم مظلوم و بى دفاع دجيل برنداشته بودند تا اينكه آه مظلومان بالأخره كار خود را كرد، صدّام نيز به دام افتاد و تاريخش به سرآمد و در دادگاه به خاطر همين جناياتى كه در دُجيل و شهر بلد مرتكب شده بود به مرگ محكوم و به دار آويخته شد.
مرقد حسين بن على الهادى(ع)
در ارتباط با شخصيّت اين بزرگوار سخن بسيار