53پيش فرستادهايد تا خداى را به خشم آوريد و عذاب جاودانۀ او را به نام خود رقم زنيد.
آيا گريه مىكنيد؟ آرى! بسيار بگرييد و اندك بخنديد كه ننگ گريبانگير شماست، و لكّۀ اين ننگ بر دامان شما خواهد ماند، آن چنان لكّۀ ننگى كه هرگز از دامان خود نتوانيد شست.
و چگونه مىخواهيد اين لكّۀ ننگ را بشوييد در حالى كه جگر گوشۀ رسول خدا(ص) و سيد جوانان بهشت را كشتيد؟ همان كسى كه در سختىها و دشوارىها، اميدتان به او بود و در ناسازگارىها و ستيزهها، به او روى مىآورديد. دليل راهتان بود و وسيلۀ هدايتتان؛ آگاه باشيد كه توشۀ راهى كه از پيش براى سفر خود فرستاديد، بد توشهاى بود. نابودى بر شما باد!
تلاش بىثمرتان جز نااميدى ثمر نداد، دستان شما بريده شد و معاملۀ شما خسران به بار آورد، خشم الهى را به جان خود خريديد و مذلت و سرافكندگى شما حتمى شد.
واى بر شما! آيا مىدانيد كه چه جگرى از رسول خدا(ص) شكافتيد؟ چه خونى از او ريخته و چه پردۀ حرمتى را دريديد؟ كارى بس شگفت كرديد، آنچنان شگفت كه نزديك است آسمان از آن حادثه از هم شكافته شود، زمين پارهپاره گردد و كوهها در هم فرو ريزد.
كارى كرديد كه بىخردى و شومى آن، آسمانها و زمين را فرا گرفته است. آيا در شگفت مىشويد اگر چشم آسمان، خون ببارد؟ و بدانيد كيفر آخرت براى شما خواركنندهتر خواهد بود.
پس بدين مهلت كه يافتيد خوشدل و مغرور نباشيد چه، خداوند به مكافات عجله نكند و بيم ندارد كه هنگام انتقام بگذرد و طولانى