239هجرى قمرى (برابر سال 786 ميلادى) و به طور مشخص پس از مهاجرت يكى از نوادگان پيامبر(ص)، معروف به مولا ادريس بن عبدالله بن الحسن بن الحسن بن على، از دست حاكمان عباسى بغداد به آن سرزمين، اسلام به صورت ريشهاى و بنيادين در اين منطقه گسترش يافت. مراكشيان وى را به عنوان اميرالمؤمنين برگزيده و پس از بيعت و اعلام وفادارى، با كمك ايشان نخستين دولت اسلامى مستقل از خلافت مشرق عربى را بر پا نمودند كه نام دولت ادريسيان را به خود گرفت. ساكنان و حكمرانان مراكش، گذشته از تفاوتهاى قبيلهاى و ريشهاى خود، ضمن پايبندى عميق به ارزشهاى اسلامى بر نشر و تبليغ رسالت محمدى و اهداف آن نه تنها در سراسر كشور بلكه در مناطق جنوب و ديگر سرزمينهاى آفريقايى و همچنِين در مناطق شمال و كشورهايى همچون اسپانيا، پرتغال و جنوب فرانسه همت گماردند.
سالهاى1912 - 1873، مصادف با حكومتهاى حسن اول، عبدالعزيز و مولاى حفيظ است. اين دوران در پرتو رقابت قدرتهاى بزرگ استعمارى، مراكش استقلال خود را حفظ مىكند. ليكن در سال1912، پس از موافقتنامههاى الجزيره (1906 م)، فرانسه بخش عظيمى از مراكش را اشغال مىكند و از اين سال به بعد مبارزه علنى مردم تحت رهبرى عبدالكريم خطاب عليه سلطه فرانسه آغاز مىگردد. در سال 1927 ميلادى، محمدبن يوسف (محمد پنجم) به تخت سلطنت مىنشيند و به علت مخالفت با سلطه فرانسويان، بدون اينكه خواهان گسستن كامل از فرانسه باشد تبديل به يك چهره ملى مىگردد كه در آينده به پدر استقلال مراكش شهرت مىيابد.