68خوشآمد گفته و با او ملاطفت كرد و سپس به او فرمود:
«اِنَّكَ جَلَسْتَ عَلى حين قِيامٍ مِنّا افَتَأْذَنُ بِالإِنْصرافُ؟؛ اى مرد تو وقتى نشستى كه ما براى رفتن برخاستيم، آيا اجازۀ رفتن به من مىدهى؟»
مرد فقير عرض كرد:
«نَعَمْ يَابْنَ رَسُولِ الله 1؛ آرى اى پسر رسول خدا».
اطعام و رسيدگى به محرومان
ابن صباغ مالكى در اين باره مىنويسد:
«اَلكَرَمُ وَالجُودُ غَريزَةٌ مَغرُوسَةٌ فيهِ 2؛ كرم و جود، غريزهاى بود كه در آن حضرت كاشته شده بود».
سفرۀ آن بزرگوار در صبح و ظهر و شام هميشه پهن بود، حاضر و مسافر و هر گرسنهاى بر خوان كرم آن كريم اهل بيت اطعام مىشدند.
روزى امام مجتبى(ع) به اتفاق برادرش امام حسين(ع) در باغهاى ابن عباس در كنار جويى نشسته بودند، غذايشان هم قرص نانى با نمك و شاخهاى سبز بود، غذاى خوبى هم آورده شد، امام مجتبى(ع) همان قرص نان و نمك را خورد و دستور داد غلامان و