50و نيز در فتح طبرستان در سال 30 هجرى كه فرماندهى سپاه به عهدۀ سعد بن عاص بود، حسن و حسين(عليهما السلام) و عبدالله بن عمر و عبدالله بن عباس و عبدالله بن زبير و عبدالله بن عمرو عاص از جمله فرماندهان سپاه اسلام بودند. 1
امام(ع) نيز بعضاً ديگران را به شجاعت خود توجّه مىدادند، چنانچه در پاسخ به سليمان بن صُرد خُزاعى دربارۀ صلح تحميلى با معاويه فرمودند:
«وَلَوْ كُنْتُ بِالْحَزْمِ في امْرِ الدُّنْيا و لِلدُّنيا اعْمَلُ و انْصِب ما كان مُعاويَةُ بِأَبأَسَ مني بَأساً وَ اشَدُّ شكميةً و لكان رَأيي غَيْرَ ما رَأَيْتُمْ وَلكِنّي اشْهِِدُ بِاللهِ وَ ايّاكُمْ انّي لَمْ ارِد بِما رأيْتُمْ الاّ حِقْن دِمائِكُمْ 2؛ اگر من به دنيا مىانديشيدم و براى امور دنيوى كار مىكردم نه معاويه از من دليرتر بود و نه رامناشدنىتر و من در برابر او موضع ديگرى مىداشتم ليكن خدا شاهد است من خواستم خون شما را حفظ كنم».
سيرۀ سياسى امام حسن(ع)
از مدائنى نقل شده كه چون على(ع) از دنيا رفت عبدالله بن عبّاس به نزد مردم كوفه آمد و گفت: مردم اميرالمؤمنين(ع) از دنيا رفت، ولى جانشينى براى خود گذارده كه اگر خواهيد به نزد شما