236حضرت دعا كرد و مرد عرب به شمايل سگ درآمد. چون با آن حال نزد خانوادهاش رفت، خانوادهاش او را زدند و از خود راندند. آن مرد به سوى حضرت برگشت، در حالى كه اشك از چشمانش سرازير بود. حضرت بر او ترحم كرد و دعا نمود و آن مرد به حال اول برگشت. 1
ترور نافرجام
قندوزى در ينابيع الموده مىنويسد: شبى منصور، وزيرش را خواند و گفت: جعفر صادق را نزد من بياور تا او را بكشم! وزيرش گفت: او مردى است كه از دنيا روى گردانده و غرق در عبادت خداست. منصور گفت: آيا توبه امامت او قائل هستى؟ به خدا سوگند كه او امام تو و من و امام تمام خلايق است (ولى چه كنم) كه مُلك عقيم است.
وزير مىگويد: رفتم، امام صادق(ع) را در حال نماز ديدم. پس از پايان نماز گفتم: منصور تو را مىخواند. حضرت با من آمد. منصور به نوكرانش دستور داده بود كه هرگاه ديديد من كلاه از سرم برداشتم، جعفر بن محمد را بكشيد، ولى وقتى ما وارد شديم، منصور تا دم در به استقبال امام صادق(ع) آمد. سپس حضرت را در صدر مجلس نشانيد و خود روبهروى حضرت دست به سينه خم شد و گفت: اى پسر پيامبر! حاجت خود را از من بخواه.