220پس بيرون آمد و امام صادق(ع) را ديد. دست حضرت را گرفت و گفت: تو هميان مرا برداشتهاى!
حضرت بدون اينكه ناراحت شود، فرمود: چه چيزى داخل آن بود؟
آن مرد گفت: هزار دينار طلا در آن بود.
حضرت آن مرد را به خانه برد و هزار دينار به او بخشيد.
آن مرد به محل استراحت خود بازگشت و هميان را در آنجا يافت. بلافاصله به سوى امام صادق(ع) بازگشت و از حضرت عذرخواهى كرد و خواست هزار دينار را به حضرت برگرداند ولى امام نپذيرفت و فرمود: ما چيزى را كه دادهايم، پس نمىگيريم.
آن مرد پرسيد: اين آقا كيست؟
گفتند: امام جعفر صادق(ع). 1
امام(ع) گاهى از سخنان طنزآلود در محاورات خويش بهره مىگرفت، چنانچه عبدالحى بن العماد الحنبلى مىگويد: آن حضرت از ابوحنيفه از حكم مُحرمى سؤال كرد كه چهار دندان رباعى گوزنى را (كه ميان ثنايا و انياب باشد) شكسته باشد.
ابوحنيفه گفت: جواب آن را نمىدانم.
حضرت صادق(ع) فرمود: تو نمىدانى كه گوزن دندان رباعى ندارد؟! 2