178كميت! در اين «ايام معلومات» ذكر خدا كن. كميت بار ديگر خواستۀ خود را تكرار كرد. حضرت بر او رقّت نمود و فرمود: اشعارت را قرائت كن، كميت قصيدۀ خود را قرائت كرد تا به اينجا رسيد:
يصيب به الرامون عن قوس غيرهم
فيا آخراً أسدى له الغى أوّل
حضرت دستان خود را به طرف آسمان بلند كرد و عرضه داشت: بار خدايا! كميت را مورد مغفرت خود قرار ده.
صاعد، غلام كميت مىگويد: روزى بر ابىجعفر محمد بن على وارد شديم، حضرت به ما هزار دينار و يك لباس داد. كميت به حضرت عرض كرد: به خدا سوگند! من به جهت دنيا شما را دوست نداشتهام و اگر دنيا را مىخواستم نزد كسانى مىرفتم كه مال در دستان آنان است وليكن شما را به جهت آخرت دوست دارم، لباسى را كه با بدن مطهر شما تماس پيدا كرده، جهت تبرّك قبول مىكنم ولى مال را نمىپذيرم، لذا مال را رد كرده و لباس را پذيرفت. 1
دنيا گريزى
امام باقر(ع) دنيا را سراى گذر مىدانستند و از زرق و برق آن دورى مىنمودند. يكى از ياران حضرت به نام «جابر بن يزيد جُعفى» مىگويد: روزى محمد بن على(ع) به من فرمود: اى جابر، اندوهگينم و دلم گرفته است.
گفتم: اندوهتان به خاطر چيست؟