170
زهد حضرت
حضرت در مقام عمل با نظر آن دسته كه گمان مىكردند ترك كامل نعمتهاى دنيوى ورع اسلامى و زهد است مقابله مىكرد، حكم بن عُيينه مىگويد: روزى خدمت ابوجعفر(ع) مشرف شدم او را در خانهاى تزيين شده وآراسته يافتم در حالى كه آن حضرت پيراهن مرطوبى بر تن داشت و روى آن، ملحفۀ رنگارنگى بر دوش انداخته بودند و رنگ ملحفه در دوششان اثر گذاشته بود، داشتم خانه و طرز تزيين آن را تماشا مىكردم كه آن حضرت مرا مورد خطاب قرار داد و فرمود: راجع به وضع اتاق چه فكر مىكنى؟
گفتم: حالا كه شما در اين وضعيت قرار گرفتهايد، من چه مىتوانم بگويم، اما بين ما، اين كار نوجوانان است.
فرمودند: اى حكم! از زينتهايى را كه خدا براى مردم اجازه داده و روزىهاى حلال او را چه كسى حرام كرده؟ اين كه مىبينى از همان قسمتى است كه خدا براى مردم حلال فرموده است و اما اين اتاق را كه مىبينى اتاق همسرم است و اتاق من همان است كه مىشناسى.
همچنين عدهاى فكر مىكردند تلاش براى معاش، كه نشانۀ فعاليت براى زندگى بهتر است، درست نيست.
محمد بن منكدر يكى از حفّاظ قرآن در عصر امام باقر(ع) در ضمن تمجيد از آن حضرت مىگويد: مىخواستم او را وعظ كنم كه او مرا موعظه فرمود.
سؤال كردند چگونه؟