125ديد، گفت: با تو بودم! على بن الحسين(ع) نيز فرمود: من نيز گفتهات را ناديده گرفتم و چشمپوشى كردم. 1
ابوبكر احمد بن الحسين البيهقى الشافعى مىگويد: يكى از كنيزان امام على بن الحسين(ع) به هنگامى كه آب روى دست امام براى گرفتن وضو مىريخت، ظرف آب از دستش افتاد و صورت آن بزرگوار را شكافت. امام(ع) از روى خشم سر بلند كرد. كنيز بلافاصله گفت: خداوند در قرآن مىفرمايد: وَ الْكٰاظِمِينَ الْغَيْظَ
امام(ع) فرمود: خشم خود را فرو بردم.
عرض كرد: وَ الْعٰافِينَ عَنِ النّٰاسِ
فرمود: تو را بخشيدم خدا تو را ببخشد.
كنيز مجدداً گفت: وَ اللّٰهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ
امام(ع) فرمود: تو را در راه خدا آزاد كردم. 2
حقيقتاً امام خويشتندار و حليم بود و در اين رابطه موارد بسيارى منقول است، از آن جمله روايت شده است كه: مردى به امام سجاد(ع) ناسزا گفت و به وى افترا بست. حضرت به او فرمود: اگر آنچه گفتى در من باشد، پس به درگاه خدا توبه مىكنم و طلب آمرزش مىنمايم و اگر نباشد در اين صورت تو به من افترا بستى و خداوند تو را بيامرزد.
هنگامى كه مرد اين برخورد را از امام(ع) ديد، بلند شد و سر آن حضرت را بوسيد و گفت: فدايت شوم، تو آن طورى كه من گفتم