123شد كه چرا با اقوام پست همنشين مىشوى. 1
«نافع» به آن حضرت مىگفت: تو قريش را (با همۀ شرافت و معروفيت) رها كرده و با غلامى از بنى عَدى (فرزند غلام عمر بن خطاب) همنشين مىگردى. 2
اين برخوردها كه نشانگر فخرفروشىهاى جاهلى بود، نزد آن حضرت ناپسند بود او شخصيت افراد را نه در نژاد و نسب، بلكه در تقوا و دانش جستوجو مىكرد. اين در حالى بود كه، اعتراضكنندگان جز بر تفاخر جاهلى پاى نمىفشردند. مالك ابن انس پيشواى مذهب مالكى دربارۀ اعتراض نافع مىگويد: نافع به خود مىنازيد امّا على بن الحسين(ع) شخصيتى بود كه در دين، فضيلت و برترى داشت. 3
ابن تيميه حرّانى در «منهاج السنه» دربارۀ امام(ع) نوشته است: امام على بن الحسين از نظر دين و دانش از بزرگان و سروران تابعان بود، يحيى بن سعيد گفته: او بهترين هاشمىاى بودكه در مدينه ديده بودم و محمد بن سعد مىگويد: وى ثقه، امين، داراى احاديث فراوان، بلند مرتبه و والا بود.
شيبۀ بن نعامه هم گفته: تعداد صد خانواده (از مستمندان) مدينه، تحت تكفّل و سرپرستى على بن الحسين بودند كه شبانه به آنان