124شيفتگى انسان به شنيدن خاطرات، هميشگى و ريشه دار است. اين خاطرهها وقتى در باره سفرهاى شخصى باشد نام "سفرنامه" به خود مىگيرد و اغلب مىتواند نمايانگر روزگار و شرايط خاص يك دوره يا ترسيمى از مكانها، آبادىها، و حوادث باشد.
بسيارى از آنان كه به سفر معنوى حج مىروند، خاطرات آن را همچون تابلوهايى شفاف و گويا و به يادماندنى، در ذهن و دل دارند و براى اين و آن بازگو مىكنند. اگر ذوق و قلمى هم داشته باشند، به نگارش سفرنامه حج مىپردازند، چه در همان سفر، چه پس از بازگشت. از اين رهگذر، حجم قابل توجهى از آثار مكتوب، پديد آمده و مىآيد.
سفرنامههاى حج، اگر تنها در حد ثبت وقايع روزانه و مشاهدات روزمره باشد كه اغلب براى همه پيش مىآيد، چندان ارزش نمىآفريند. ولى برخى فراتر از ظواهر، آن سوى صحنهها را هم ترسيم مىكند، به خواننده سفرنامه انديشه و شناخت مىدهد و در قدم به قدمش نكته وجود دارد. اينجاست كه سفرنامه، غناى محتوايى مىيابد و براى خوانندگان، سودمند و تأثيرگذار مىشود. زاويه ديد كسى كه سفرنامه حج مىنويسد و انديشهها و معلوماتش از حج، مناسك و آداب و سنن در اين زمينه تأثير عمده دارد. همينطور مهارتش در ترسيم ديدهها، شنيدهها، رفتارها و حالات و مفاهيم و همچنين زيبايى نگارش سهم مهمى دارد.
ممكن است مشغلههاى مختلف و نبودن فراغت ذهنى نويسنده سبب شود كه در سفر حج حاجى نتواند سفرنامه را بطور كامل بنويسد ولى