97مربوط به سال بعد باشد. همو در وقايع سال 1320 نوشته است: در عشر آخر رمضان پس از آن كه امين الدوله از وزارت وظايف و اوقاف استعفا كرد شاه شغل او را به حاجى مدير الدوله داد (مرآت الوقايع: 782) .
نويسنده در اين سفرنامه، از پسرش ثقۀ السلطنه ياد كرده و ملك المورخين هم ذيل رخدادهاى سال 1320 نوشته است: ثقۀ السلطنه بن حاجى مدير الدوله وزير وظايف واوقاف به نيابت وظايف و اوقاف و استيفاى وظايف سربلند شد (مرآت الوقايع: 908) . شايد پسر ديگر او مشير نظام باشد كه باز به نوشته ملك المورخين در عشر دوم ذى قعده 1317 لشكر نويس باشى آذربايجان شده است. (مرآت: 496) . اعزاز الدوله هم فرزند ديگر او بوده كه در پايان با اشاره به مستقبلين از او ياد كرده است.
بدين ترتيب آشكار شود كه نويسنده از چهرههاى برجسته پايتخت بوده است. خود افزون بر اشاراتى كه در ابتداى سفرنامه و انتها در ديد و بازديد علما و سياسيون مهم پايتخت از جمله شيخ فضل الله نورى از خود دارد، نامه اى هم از مظفرالدين شاه در پايان سفرنامه در باره سوغاتى كه براى فرستاده آورده است. در اين يادداشت شاه چنين مىنويسد:
مدير الدوله! عريضۀ شما را ملاحظه نموديم. ان شاءالله