132چهار نفر نوكر مرا به قرنطينه فرستاد و جنابان مجدالدوله و ناظم خلوت را در كشتى گذاشته، امجد السلطان پسر مجدالدوله و ساعد همايون و دو نفر نوكر مجدالدوله، دو نفر نوكر ناظم خلوت را نيز به قرنطينه فرستاد. مختصر اين است يك روز و يك شب هم در كشتى بدون آدم و خدمتكار در كشتى مانده و خدمت خودمان را [13] خودمان مىنموديم. و همين قدر متشكر بوديم كه ماها را به قرنطينه نبرده و لخت ننموده و الاّ تب عارض مىشد. در هر صورت سه ليره هم پول قرنطينه دستى گرفته و هشت عدد نوشتۀ قرنطينه به خودم و همراهان داده و صبح روز پنجم قرنطينۀ عموم حجاج اين كشتى كه از پانصد نفر متجاوز بودند، مرخص نمودند كه كشتى حركت نموده برود. روز پنجم كشتى حركت نموده، به طرف ازمير، ولى پنج روزى كه در راه بوديم دريا متلاطم و حجاج به واسطۀ تلاطم عموماً بدحال و همه را قى ميكردند و پنج نفر از حجاج كه مريض بودند وفات نموده، آنها را بعد از غسل و كفن به دريا انداختند. پس از رسيدن به هورلا، نزديكِ ازمير، كشتى را براى قرنطينه نگاه داشته، اهالى كشتى را سواى قمره نشينهاى درجۀ اوّل پياده نموده و قرنطينه برده، چهل و هشت ساعت نگاه داشته، روز عاشورا آنها را مرخص نمودند كه وقت ظهر كشتى حركت نموده، به طرف ازمير برود.
يك روز قبل از حركت، حكيم حافظ الصحه، كه دراين قرنطينه گذاشته بودند، با اجزاءش بهكشتيآمده، يك ساعت اهالى قمرۀ اوّل، كه ماها بوديم، ملاقات نموده و دو ليره كه حق قرنطينۀ خود بنده و همراهان بودند، اخذ نموده، نوشته قرنطينه داده و از ساير حجاج قمرۀ