130عموم حجاج حاصل بود و احدى خود را صاحب جان و مال از حجاج نمىدانست و حالا كه به جده رسيدهايم، با اينكه بهكشتى مى بايد نشست و بيم غرق هم در مقابل است، مثل اين مىماند كه از زندان مستخلص شدهايم! با آنكه خودم با هفت نفرى كه همراه بود، دو هزار و پانصد تومان از ينبوع الى جده پول دادهام و حالا براى نشستن محتاج به قرض شده، براى آنكه سه طاقه شال كشميرى و شيروانى و ده طاقه شال كرمانى و دو فرد قاليچۀ اعلا به عنوان تعارف و خلعت در ينبوع الى جدّه دادهام. معهذا به اندازهاى سختى كشيده شده، جهت قطّاع الطريق كه ما فوقى بر آن متصور نيست.
بعد از ورود به جده، تلگرافى از جناب مستطاب اجلّ اكرم افخم مشير الدوله براى ابتياع نمودن دو نفر خواجه كوچك حسب الأمر رسيده است. به دعاى ذات مقدس همايون ملوكانه - ارواحناه فداه - كه مايۀ زندگانى و رفاهيت حال عموم چاكران و خاصه اهالى ايران مىباشد، اشتغال ورزيد. و پس از آن، به استحضار جناب مجدالدوله و ناظم خلوت به تفحّص برآمدم. معلوم شد به واسطۀ قدغن انگليس، سياه از كنيز و خواجه نياوردهاند. و از كشتىها رد نمىدادند بلكه ان شاء الله در اسلامبول به توسط و استحضار جناب ارفع الدوله، سفير اسلامبول اين خدمت انجام پذيرد.
[در قرنطينه طور سينا]
در جده، كشتى يكسره الى اسلامبول كرايه شده، به هشتاد و هشت ليره، بعد از آمدن به كشتى، شش ليره هم اجزاء كشتى، براى