113جواب دادم در اين فقرهكه مسبوق نبودم و الاّ بهقدر ده - دوازده از آن اشعار به نقد در طهران موجود داشتم. اگر مى دانستم ميآوردم. ان شاءالله عهد مىكنم كه اگر از اين سفر صحيح و سالم و دلخوش به طهران مراجعت نمودم آنچه موجود دارم از آنهاييكه نقل شده مىفرستم؛ بقيه را هم ان شاءالله ميدهم نقل نموده و طلا و روغن زده و تخته چسبانده، مىفرستم كه در خان والده از خطوط اهل ايران اين يادگار براى دعاگويى دولت ايران و يادگارى از بنده بماند.
چون تا عيد رمضان در اسلامبول اقامت شده بود، جناب سفير اصرار نمودند كه مجلس سلام عيد سلطان عثمانى را خيلى باشكوه منعقد مىنمايند. بهتر اين است كه اين مجلس را ببينيد و به آن جهت خود سفير صورت به وزير تشريفات داده بودند كه از باب عالى اذن حاصل بشود كه شش نفر از نوكرهاى معتبر دولت عليه ايران كه خودشان با پسر وبستگانشان باشند، بيايند.
[حضور در مجلس سلامِ سلطان عثمانى]
زمان انعقاد مجلس سلام در بالاخانههاى مجلس كه سفراى خارجه مىنشينند، آنها هم آمده وضع سلام اينجا را تماشا كنند، اذن داده بودند. به اين جهت بنده و جناب مجدالدوله و هر يك با دو نفر پسر و برادر جناب مجدالدوله و امين خاقان هم كه جزو حاج به اسلامبول آمده بود، در آن بالاخانه به راهنمايى سفير قبل از انعقاد سلام رفتيم. سفراى خارجه هم هر يك با مادام خودشان در آنجا آمده بودند. قريب يك صد نفر در آنجا مجمّع شده بود. ميز بزرگى از