112سفارتخانه دعوت كرده، افطار سرشير مفصّلى تهيه كرده بودند و تا ساعت سه از شب گذشته در سفارتخانه بوده و سفير مرا به ايشان و ايشان را به بنده يك يك معرفى نمودند. در ساعت سه مراجعت به منزل شد.
در شب بيست و چهارم رمضان هم برادر حاجى محمد اسماعيل مغازهچى طهران بنده را با جمعى از معارف تجار با جناب سفير براى افطار در منزل خودش دعوت نموده بود. نيز آن شب هم در آنجا با سفير صرف افطار شده، سه ساعت از شب گذشته به منزل مراجعت شد جناب سفير در يكى از اين ليالى كه با ايشان بوديم اظهار كردند كه تجار آذربايجانى از شما با اين لفظ [ظ] عموما [6] اظهار رضامندى غياباً نمودند كه فلانى در چهل سال كه متصدّى خدمات عمدۀ دولتى در آذربايجان بود بهطورى رفتار نمود كه احدى از اعلى و ادنى از ايشان نرنجيد. با كمال حسن سلوك با عامۀ مردم رفتار نمود وبعد از اين اظهارات، خواهش آنها اين شدكه چون حاجى شيخ محسن خان، سفير مقيم اسلامبول، درحال حيات خودش چند فرد شعر به خط خودش از مرثيۀ محتشم نوشته و در آنجا در تكيۀ خان والده كه تجار آذربايجانى و غيره در ايام تعزيهدارى حضرت خامس آل عبا - عليه آلاف التحيۀ و الثناء - نصب مىنمايند. اگر فلانى از آن كتيبههاى اشعار محتشم كه به خط خود نوشتهاند يا همۀ آن يا بعض آنها را بدهند كه در آن ايام در خان والده نصب كنيم، خيلى باعث ترويج شرع مبين و مايه تشكر و امتنان ماها و اجر اخروى براى خود فلانى خواهد شد.