110سه از شب پنج شنبه گذشته به گونيا وارد شده، نيز در اينجا الى عصر كشتى ايستاد و در آنجا نيز بارگيرى نموده، شبانه از آنجا حركت نمود.
[ورود به اسلامبول]
مجملاً اينكه: شش شبانه روز بر روى درياى قرادانگيز بوده، صبح بيستم شهر رمضان به دهنۀ اسلامبول، كه قريب چهار فرسنگ الى شهر اسلامبول مسافت دارد وارد شديم. در طى اين مسافت دو طرف آبادى و عماراتى كه همه به يكديگر وصل و فاصله نداشت، ديده شد كه در هيچجا مشاهده نشده بود. بعد به اسكله كه رسيد هنوز پياده نشده بود كه از جانب جناب مستطاب اجلّ پرنس ارفع الدوله، سفير كبير، دو نفر صاحب منصب كه يكى از آنها قونسول بود كه براى پياده شدن و بردن بارها و دادن گمرك حاضر شده بودند؛ پس از نيم ساعت خود جناب سفير با جناب مستطاب اجلّ مجد الدوله كه سه روز قبل از بنده وارد شده بودند به كشتى آمدند، به قدر يك ربع در كشتى به واسطه پياده شدن ساير اشخاصى كه از زوّار و غيره در كشتى بودند، مكث نموده بعد به اتفاق ايشان به منزل سفارتى رفته، يك پياله چاى صرف شده، به منزلى كه قريب دو هزار قدم به سفارت خانه مسافت دارد و براى بنده اجاره كرده؛ يعنى تعيين نموده بودند، رفتم.
همان روز عصرش، جناب مجدالدوله براى خريد سوار راه آهن شده بونيه رفتند وبا بنده قرار دادند كه الى آخر ماه رمضان مراجعت