107محاذى لنكران، دريا بناى تلاطم گذاشت و خود بنده حالم به هم خورد، لكن استفراغ ننمودم اما جميع اعضايم غرق عرق شده بيحال افتاده بودم. همراهانم تماماً افتاده و متصل قى ميكردند.
مختصراً دو شب در دريا بوديم. صبح روز سيم رمضان شد، مردۀ بيجان به بادكوبه قبل از ظهر رسيديم. يك شب و دو روز در مهمانخانۀ آنجا با كمال تنفّر اقامت شد. بعد از ظهر [4] روز سه شنبه، 4 رمضان به ماشينخانۀ بادكوبه رفته، در صورتيكه جناب اجلّ مشير الملك وزير مختار بطرزبوغ [پطرزبورگ] براى راه انداختن با قونسولهاى بادكوبه و تفليس حاضر شده بودند.
بليت از بادكوبه الى باطوم گرفته با حضرات وداع كرده به درجه... 1 راه آهن، خود و حرمۀ السلطنه و افخم السلطنه و يك خدمتكار زنانه نشسته و ما بقى نوكر و آدم دو نفر در نمره دوم نشسته و حاجى بشير خان و دو نفرى كه در نمره 3 كه حاجى تقى و حاجى ابراهيم آشپز باشند، نشسته از دو ساعت به غروب مانده سه شنبه 4 رمضان الى چهار ساعت از شب پنجشنبه 6 گذشته وارد باطوم شديم كه در سى ساعت از بادكوبه به باطوم طى اين مسافت گرديد. بعد از ورود به باطوم قونسول آنجا حاضر شده چون عيال همراه بود، ديگر در ميهمانخانه اقامت نكرده، به منزل مشهدى على اكبر ترك رفته، اقامت نموديم.
جناب مجد الدوله در همان ميهمانخانه ماندند. عصر پنجشنبه به ديدن بنده تشريف آوردند. صبح پنج شنبه قونسول باطوم آمده،