106از خدمتشان مرخص گرديده، به منزل مراجعت شد؛ ولى در همان شبانه روزى كه در منزل حاج مشار اليه اقامت داشتم، محرمانه از او و از عميد السلطنه و سالار، تحقيقات سلوك و رفتار حضرت شاهزاده معظم كه استفسار شد، خيلى خوب از خود حضرت والا و اجزاءشان تعريف و تمجيد و دعاگويى به ذات مقدس همايون ملوكانه - ارواحنا فداه - مينمودند. خداوند انشاءالله تعالى روز به روز بر عمر و استقامت وجود مسعود اين پادشاه رؤوف مهربان - ارواحنا فداه - بيفزايد كه عموم اهالى ايران در ظلّ ظليلشان مرفّهُالحال روزگار بگذرانند.
[اول رمضان: در رشت]
بالجمله، دو شب و يك روز ميهمان حاجى سيد رضى بوده، روز شنبه غرّۀ رمضان از رشت با كالسكۀ حاج مشاراليه حركت نموده، به پير بازار رفتم، در حالتى كه جنابان عميدالسلطنه و سالار بدرقه آمده، به مرداب نشسته شد. عميدالسلطنه را از همانجا وداع نموده، مراجعت كرد ولى سالار به همراه بود الى انزلى.
در انزلى به فاصلۀ نيم ساعت كه مكث شد كشتى تجارتى حاضر گرديده، با سالار هم وداع نموده، او به انزلى رفته و بنده با جناب اجل مجد الدوله و اتباع طرفين در كشتى، متوكّلاً على الله نشسته روانه شديم.
دريا شب و روز اوّل عيبى نداشت و از دهنۀ بيتلاطم گذشت، ولى از آستارا به بعد كه سه ساعت به غروب مانده حركت نموديم از