147بخل مىورزند و شانه از زير بار مسؤوليت خالى مىكنند، در حالى كه اگر كسى در پى جلب رضاى خدا و ثواب آخرت باشد، بايد بداند كه ثواب را فقط به حج و عمره نمىدهند كه گاهى از روى دلخواه و تمايل نفسانى انجام مىگيرد و اگر چنين زائرى راست مىگويد چرا يكسال هزينۀ سفر خود را به مصرف يتيمان و مستضعفان و دردمندان نمىرساند و سير و سفر را چون با خواستۀ دل او موافق است بر آنها ترجيح مىدهد؟ و گاه در يك سال بارها به سفرهاى زيارتى و سياحتى مىرود و براى ديد و بازديد سفرهايش ريخت و پاش مىكند اما اگر يك خانوادۀ آبرومندى را ببيند كه براى اجارۀ خانه يا ازدواج پسر و دخترشان در سختى و عسرت باشد اينجا دست كرمش گشوده نيست!
اين است كه در برخى اعمال، كه صورت شرعى دارد، بايد ترديد كرد و به خداوند دروغ نگفت، كه او بر زواياى دل انسانها آگاهى دارد. در اينجا مناسب است به ذكر داستانى بپردازيم و سخن را به پايان بريم.
يك داستان آموزنده
«شخصى بنام عبدالجبار مستوفى حج مىرفت. او هزار دينار زر همراه داشت، روزى از كوچهاى در كوفه مىگذشت به طور اتفاق به خرابهاى رسيد، زنى را ديد كه در آنجا چيزى را جستجو مىكرد و بدنبال متاعى بود، ناگاه در گوشهاى مرغ مردهاى ديد و آن را زير چادر گرفت و از آن خرابه دور شد. عبدالجبار با خود گفت: اين زن احتياج دارد و فقير است، بايد ببينم وضع او چگونه است. بدنبال او رفت تا اينكه زن داخل خانهاى شد.
كودكانش پيش او جمع شدند و گفتند: اى مادر! براى ما چه آوردهاى كه از گرسنگى هلاك شديم؟ زن گفت: مرغى آوردهام تا براى شما بريان كنم!