93معتقدند جبر، حق است و معتزله، آن را باطل مىداند پس چگونه آنها با هم يكى هستند؟! اهل حديث با حشويه و اين دو با وعيديه و وعيديه با تفصيليه، همگى با هم صد و هشتاد درجه، اختلاف دارند. چگونه مىتوان اينفرقهها را كه ضد هم و در نقطه مقابل هم قرار دارند،يكى دانست؟
اين مطلب با صرف نظر از گروه افراطى وهابى است، كه هيچيك از مسلمانان، نه باورهاى اعتقادى آنها را قبول دارند و نه فتاواى فقهى آنها را.
2. در فقه شيعه، مرجع تقليد با پيروان خود، يك فرقه و گروه خاص را تشكيل نمىدهد. به عبارت ديگر، هرگز گفته نمىشود فرقه بهجت، فرقه سيستانى و... .
علاوه بر اين، آيا مىتوان گفت كه اينها در اصول، اختلاف دارند؟ حتى در فروع نيز، آيا واقعاً مىتوان اختلاف قابل توجهى بين فتاواى آنها يافت؟ و در اين صورت، آيا اين امر باعث دوگانگى و ايجاد فرقه جديد مىشود؟ پس بر اين اساس، بايد شيعه اثنىعشريه، به هزاران فرقه تقسيم شده باشد. آيا چنين است؟ شيعه اماميه، كه از زمان شخص پيامبر(ص) شكل گرفته و تا كنون بحمدالله زنده و پرقدرت است، يك فرقه بيشتر نيست و همان فرقه ناجيه است كه پيامبر(ص) فرمود: «به زودى امتم به هفتاد و سه فرقه تقسيم مىشود كه يكى از