173نمىدادند»، پرسيدم چه چيز مانع او شد [كه حق آنان را بازگرداند؟] فرمود: «به خدا سوگند ناخوش مىداشت كه بر عليه او ادعا شود كه او مخالف ابوبكر و عمر عمل كرده است». 1 (اكراه داشت كه گروهى بگويند روش ابوبكر و عمر را به خاطر منافع شخصى، زير پاگذاشت و از اين طريق مشكلى بر مشكلهاى جامعه اسلامى افزود) .
اين مطلب در جامعه، آنچنان جا افتاده بود كه در جريان شوراى شش نفره، شرط واگذارى حكومت را، عمل بر اساس روش عمر و ابوبكر قرارداده بودند و چون اميرمؤمنان(ع) نپذيرفت، خلافت به عثمان واگذار شد.
7. از منظر اميرمؤمنان و اهل بيت(عليهم السلام) ، فدك منحصر به قطعهاى زمين، در صد و بيست كيلومترى مدينه نبود، بلكه حق حاكميت و خلافت اسلامى امامان بود. اين مطلب در فرمايشات ائمه(عليهم السلام) ، همواره آمده است. پس هنگامى كه حاكميت جامعه را در اختيار داشت در واقع، «فدك واقعى» را گرفته بود. پس ديگر معنا نداشت قطعهاى زمين كه حاصل آن نيز، در اختيار خود حضرت بود را به فرزندانش واگذار كند تا باعث ياوهگويى برخى مخالفان حضرت شود. در ذيل،