140نيز، پنج اصل وجود دارد: نماز، روزه، زكات، حج و ولايت. سايرمباحث اصول و فروع نيز، به همين اصول و فروع ياد شده باز مىگردد.
2. اين كه «امامت در بين اصول دين از همه مهمتر دانسته شده است» سخنى نادرست و تهمتى ناروا به شيعه است. از نظر شيعه، اصول اعتقادات سه مورد است:
الف) مبدأ شناسى، كه در اعتقاد پيروان اهل بيت، خود به دو اصل تقسيم مىشود: توحيد و عدل؛
ب) راهنماشناسى،كه در اعتقاد پيروان اهل بيت، خود به دو اصل تقسيم مىشود: نبوت و امامت؛
ج) مقصد شناسى، كه همان اصل معاد است.
محور اين پنج اصل، توحيد و خداشناسى است و بقيه اصول نيز، به اين اصل برمىگردد. مبدأ هستى، خدا است و مقصد نيز، (B إِنّٰا لِلّٰهِ وَ إِنّٰا إِلَيْهِ رٰاجِعُونَ ) . عدل، از صفات اوست. هاديان اين راه نيز (اعم از پيامبران و اوليا) ، سفير و نماينده و خليفه او هستند.
3. عبارت «از امامت، حتى در يك آيه، سخنى به ميان نيامده»، ناشى از جهل و بىسوادى و يا مغالطه و دروغپردازى است؛ واژه امام و جمع آن، دوازده مرتبه در قرآن آمده است: (اين نيز از شگفتىهاى عددى قرآن است كه تعداد آيههاى مربوط به امام، به تعداد امامان است)