68اين زيبايىها در كنار هم چنان جمع شدهاند كه مشهد كاظمين در ميان مشاهد ايران و عراق، در حُسن منظره شاخص گشته است. 1
گذرى در حرم
هنر با آميزۀ عشق، معجونى بود كه توانست غبار عبور تندباد تاريخ را از سر و روى حرم بشويد و بعد از گذشت قرنها به آن طراوت بدهد. اكنون بر جاى جاى حرم، اثر دستانى است كه تعهّد و عشق به آنها گرما و صميميت مىداد؛ هنرمندانى كه شور از دل داشتند و نفسشان ذكر حق بود.
و چنين شد كه ساختمان حرم، ظهورى معنوى يافته تا بتواند به خوبى حضور گوهران عصمت را در جان آشنا و ناآشنا نقش كند؛ حضورى پاك و روحانى كه انسان را در خود فرو برده، او را به قرابت خويش فرا مىخواند.
هر چند وصف اين زيبايىها هرگز نمىتواند لذت حضور را در آن پاره بهشت بدهد، ولى وصفالعيش نصفالعيش.
گاه صدق
آن گاه كه زائر به كاظمين مىآيد، احساس قرابت و