131فرا رسيد و آنان مجبور شدند در موقعيتى نامعلوم اردو بزنند. فرداى آن روز، فرزندان آيةاللّٰه حيدرى جهت پى بردن به موقعيت اردوى خود به اطراف خيمهها رفتند و به ناگاه دريافتند كه پيشقراولان سپاه انگليس كه با كشتىها، توپها و ساير ادوات جنگى حمايت مىشدند، رو در رويشان قرار گرفتهاند. اردوى آنها سه كيلومتر جلوتر از مقر خودىها واقع بود و به جبهۀ دشمن نزديكتر مىنمود. دشمن فرصت تفكّر را به نيروهاى عثمانى نداد و از همان صبح هجوم غافلگيرانۀ خود را شروع كرد. چون مجاهدان همراه آيةاللّٰه حيدرى در ديد و تيررس دشمن بودند. توپها نخستين نشانهروىهاى خود را بر اين اردو تمركز دادند.
با رو به وخامت نهادن اوضاع، تنى چند از ياران آيةاللّٰه حيدرى، از او درخواست نمودند كه عقبنشينى كند، امّا آيةاللّٰه حيدرى با آنان مخالفت كرد و گفت:
«اين خيمهها بايد براى روحيه دادن به نيروهاى پشت سر بر جاى بماند.»
او اين سخنان را با اطمينان شگرفى ادا كرد. اطمينان او از آن جا ناشى مىشد كه او پيشتر براى دور افكندن ترديد در، ماندن يا نماندن، استخاره كرده و در استخارهاش به قرآن به پيروزى مجاهدان در اين نبرد پى برده بود. آيةاللّٰه