67عمّامۀ زائر به دليل نو بودن از همه سفيدتر بود. همراهان همگى در ميدان جمع مىشدند، سپس روحانى، اقامۀ نماز مىكرد و همراهان و زائر نيز پشت سر او نماز مىخواندند. بعد از نماز مردان با زائر خانۀ خدا دست مىدادند و براى او سفر خوشى را آرزو مىكردند و زنها هم به طرف زائر مىرفتند. البته با او دست نمىدادند، بلكه نوك آستين او را گرفته و به او «سفر به خير» مىگفتند. سپس زائر سوار اتومبيل مىشد و با همراهان خود، كه سه يا چهار نفر ازفاميلهاى او بودند، در ميان شور و هلهلۀ بدرقهكنندگان، به طرف تهران حركت مىكردند.» 1در سيرجان: «معمولاً ساعات حركت زائرين در جلسات خداحافظى اعلام مىشد و روز موعود، جمعى از اقوام و آشنايان در منزل مسافر جمع مىشدند تا ضمن ديدار و خداحافظى مجدّد، او را بدرقه نمايند. قديمىها بدرقه كردن يا به اصطلاح «همپا» رفتن زائرين را ثواب مىدانستند به همين دليل در روز حركت، شخصى بر پشتبام يا درب منزلِ زائر، مىايستاد و چوشى (چاووشى) مىكرد.» 2در زاهدان فسا، كسى كه مىخواست به زيارت مشهد يا كربلا برود: «شب قبل از حركت زائر، چاووشخوان به منزل آن شخص و روى پشتبام