102دشوار است؛ زيرا چاووشخوانان با توجه به فضاى معنوى حاكم بر اينگونه مراسم (بدرقه و استقبال) ، از اشعار گوناگونى كه معمولاً، فى البداهه بود و چندان از وزن و قافيه پيروى نمىكرد، استفاده مىكردند. در اين بخش نمونههايى از اشعار چاووشى، مطابق اسناد موجود آورده مىشود:
در زاهد شهرِ فسا: در روز حركت زوّار، چاووشخوان، جلوتر از ساير همراهان، به سمت امامزاده ابراهيم، مشهور به «زاهد» كه در گورستان دِه واقع شده است، رهسپار مىشدند و چاووش، اشعار مربوط به ائمۀ اطهار(ع) را مىخواند:
هر كس كه دلش هواى حوض كوثر دارد
بايد كه دست از مال جهان بردارد
***
دلا بيا تا رويم سوى كربلاى حسين
به پا كنيم در آنجا عزا براى حسين(ع)
***
بارها گفت محمد كه على جان من است
هم به جان على و جان محمد صلوات
1
2
***
در فريدن كمران از توابع اصفهان، اشعار يك چاووشى كه با صلوات همراه است بدين قرار است: