44- روز بخير.
هلن گزارش را براى تأييد نزد مدير مسؤول بُرد و شرايط رزا را هم به آگاهى او رساند. مدير مسؤول عينكش را روى بينى گذاشت و صفحۀ اول گزارش رزا را به دست گرفت. رزا در نامه نوشته بود:
«اسلام دينى است كه تا به حال به خوبى به ما شناسانده نشده است. ما هميشه مسلمانها را با چهرهاى خشن و تروريست تصور كردهايم، چون سردمداران كشورمان اينطور خواستهاند. من به عنوان كسى كه از نزديك چند روزى مهمان مسلمانان بودم، ديدم كه روابط انسانى در بين آنان به بهترين شكل ممكن حاكم است. آنچه كه امروز جامعۀ ما از آن بىبهره است. ما هفتهاى يكبار به كليسا مىرويم و با اعتراف نزد كشيش، به نظر خودمان بر تمامى اشتباههاى خود، سرپوش مىگذاريم. اما مسلمانها باور دارند كه خدا در همه حال آنها را مىبيند و او را در هر روز بايد چند بار ياد كرد. عظمت و شكوهِ جماعت مسلمانان را فقط بايد در نمازهاى آنها ديد. نمازى كه هيچ كس با اجبار اقدام به برگزارى آن نمىكند. آنها تنها با شنيدن صداى مؤذن، صحن مسجد را از حضور ناب