25شهرها بدون حجاب باشيد؛ ولى در دو شهر مذهبى مكه و مدينه حتماً بايد حجاب داشته باشين. من هم به خاطر همين اين روسرى رو بهتون هديه كردم.
رزا كه منظور سعيده را نمىفهميد، شانهاى بالا انداخت و گفت: من كه دليلش رو نمىدونم، ولى ازت ممنونم كه به فكرم بودى، قبلاً هم به من گفته بودند كه براى وارد شدن به مكه بايد همشكل مسلمونها بشم! اىكاش يك لباس هم مثل لباس تو داشتم. سعيده با خنده گفت: منظورت اين مانتوست؟ رزا گفت: بله... بله... همون. سعيده گفت: چون قراره از اينجا به لبنان برگردم، همۀ وسايلم رو آوردم، توى چمدون چند دست مانتو هست، حتماً يكىش رو هم به شما مىدم. رزا از سعيده تشكر كرد و رو به مرد راننده گفت: چند ساعت ديگه تا هتل راه داريم؟
- زياد نيست، حدود دو ساعت شايد هم كمتر.
- من كه خيلى خستهام، دوست دارم هر چه زودتر به هتل برسيم، تا كمى استراحت كنم.
سعيده كه تا آن موقع ساكت بود، رو به رزا كرد و گفت: مسئلۀ اول دربارۀ مراسم آيينى ما است، آقاى راننده! لطف كنين در مسجد جحفه توقف كنين.