24از سوى سفارت آمريكا در عربستان اتومبيلى، در فرودگاهِ رياض منتظرِ ورود رزا و سعيده بود. راننده وظيفه داشت آنها را به شهر مكه برساند و تمام وقت در خدمت رفتوآمدهاى آن دو باشد.
رزا و سعيده عقب ماشين، كنار هم نشستند. راننده به آنها خوشآمد گفت و اعلام كرد كه مقصد، شهر مكه است. سعيده دست در كيفش برد و بستۀ كادو شدهاى را بيرون آورد و در مقابل رزا گرفت:
- اين مال شماست.
- مالِ من!؟... به چه مناسبت؟
- باز كن خودت مىفهمى.
رزا با تشكر از سعيده بسته را باز كرد. داخل آن يك روسرى بود. رزا تاى روسرى را باز كرد و با ديدن آن نگاهى پرسشگر به سعيده انداخت. سعيده گفت: حتماً با خودت فكر مىكنى اين ديگه چيه؟ اين يه روسريه. تو كشور عربستان شما مىتونين در همۀ