19هلن گوشى را گذاشت و رو به رزا گفت: خُب اين از اين.
رزا مانند كسى كه بر سر دو راهى مرگ و زندگى ايستاده، مردد گفت: قبول كنم؟ همسفر شدن با يك مسلمان برام خيلى سخته.
- سخت نگير... شايد يه روزى نظرت نسبت به همۀ اونها عوض بشه. فعلاً بهتره برى خونه و وسايلت رو آماده كنى. من، روز و ساعت حركت رو بهت خبر مىدم.