11خواست حركت كند، برگشت و دوباره آن را نگاه كرد. به نظرش آمد چيزى در عكس تغيير كرده. كمى دقت كرد. پوشه را روى ميز گذاشت و عكس را برداشت. باورش نمىشد، لبخند ارنست محو شده بود. با حيرت چند بار روى لبهاى ارنست دست كشيد. عكس را روى ميز گذاشت و از اتاق خارج شد.