109مىكردند و هر كس برخلاف دستورات آنها، عمل مىكرد، به زندان افتاده، جريمههاى مالى از آنها دريافت مىكردند.
ك: نيرنگ وهابىها
وقتى كه عبدالعزيز وارد مكه شد، به ديدار لشكريان رفت. از سويى نيز جلسهاى با علما برپا كرد و آنها را مجبور نمود تا نيروهاى وهابى را كه از دست پروردههاى ابن عبدالوهاب بودند، به رسميت بشناسند. وى در زمان جنگ با ملك على مىگفت: همانا من به حجاز آمدم تا شما مردم را از دست اشراف نجات دهم. در هر حال نيامدهام تا حكومتى برپا كنم و مال و اموالى به دست بياورم. من تابع رأى عموم مسلمين هستم.
البته اين سخنِ عبدالعزيز حيلهاى بود كه معمولاً حاكمان ظالم از اين روش براى نيرنگ به مسلمين استفاده مىكنند؛ به طورى كه وقتى اسراييل (خذلهم الله تعالى) در سال 1967م. اراضى فلسطين را اشغال نمود، رهبرانش همين سخنان را بر زبان جارى مىنمودند.
ل: محو آثار بقيع
ابن عبدالعزيز پس از استقرار حكومتش، شروع به تخريب آثار اسلامى در مكه و جدّه و مدينه نمود؛ به طورى كه در مكه، گنبد عبدالمطلب و ابىطالب و امالمؤمنين خديجه3 و نيز محل تولد پيامبر اكرم(ص) و فاطمۀ زهرا(ع) را ويران نمود و وقتى وارد شهر جدّه گرديد، گنبدى كه بر روى قبر حوّا(ع)