110رساندن يك معنا از كنايه استفادهميكند، چنانكه در زبان عرب مرسوم است، بايد آن را همان معناى ظاهرى كه در انسان به كار برده ميشود دانست؟
آيا اين عقيده، جز اثبات جسمانيّت براى خداوند، مىتواند معناى ديگرى داشته ياشد؟
آيا آيات ديگر مانند : (لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ) و دلايل عقلى كه جسم بودن را از خداند منتفى مىداند؛ ما را به معناى كنايى راهنمايى نميكند؟ چنانكه اهلبيت پيامبر: كه از همۀ صحابه به حقايق قرآن داناترند، بيان فرمودهاند.
ممكن است سؤال شود: اگر ذات خداوند پيراسته از چنين حالاتى است، چرا خداوند در قرآن مجيد با برخى از اين صفات، چون خشم وغضب و