98شده. ويران كردن بنايى كه روى قبور ساخته شده واجب و پس از ويرانى، ساختن دوبارۀ آن به همان صورت، حتى يك روز هم جايز نيست.»
درس تمام شد، مردم پراكنده شدند. ابن تيميه از مسجد خارج شد، محمّد از نوشتن دست كشيد و به ادواردو گفت:
- چه طور بود؟ چيزى فهميدى؟
- نه زياد، فقط خواهشى ازت دارم.
- بگو.
- صحبتهاى امروز استادت را نوشتى؟
- تمام و كمال، حتى يك واو جا نمانده.
- اگر زحمتى نيست خلاصهاش را براى من روى كاغذ بنويس.
محمّد كه از علاقمندى ادواردو خوشحال شده بود، با سرعت دست به كار شد و خواستۀ او را انجام داد. كاغذ را كف دست ادواردو گذاشت و گفت:
- مطالعه كن در موردش فكر كن، اگه نمىفهمىو مسلط نيستى خودم برات توضيح مىدم.
- نه فقط...
- فقط چى؟
- روز جمعه برام در مورد شيعه صحبت كردى.